پرندگان به ویژه پرندگان کوچک و نغمه خوان باغی و کبوترها و قمری ها در زمستان به حمایت انسان احتیاج دارند ، زیرا موقعی که هوا رو به سردی بگذارد و طبیعت خود را
برای خواب زمستانی آماده کند نه تنها دانه و طعمه کمیاب میشود بلکه برف هم مزید بر علت شده روی زمین را میپوشاند و پرندگان را از دسترسی به زمین محروم میسازد . در این گیر و داد فقط انسان ها می توانند به کمک پرندگان بشتابند و حداقل آنها را از ته مانده سفره خود محروم نگذارند . برای این منظور پاشیدن دانه ، نصب لانه ، یا برپا داشتن محلی جهت غذا خوردن پرندگان دارای اهمیت است . برای خوراک پرندگان از انواع دانه مثل جو و گندم یا دانه های زیاد مانده پلو میتوان استفاده کرد و در بسیاری از موارد حتی میتوان نان خشک های زیاد مانده را که می خواهید دور بریزید ، در یک ظرف پلاستیکی یا کاسه با آب ( تلید ) کنید و این خمیرنان شل را در ظرفی مقابل نظر پرندگان قرار دهید .
برای آنکه برف و باران به دانه ای که میریزید صدمه نزند درست کردن یک باصطلاح سفره خانه ساده میتواند کمک بزرگی باشد ، سفره خانه پرندگان محل باز ولی سر پوشیده ای است که روی یک پایه قرار دارد و خوراک را در سطح آن میریزید . سفره خانه باید طوری ساخته شود و در محلی نصب گردد که گربه به آنجا دسترسی نداشته باشد و نتواند از آن بالا رفته و پرندگان کرخت شده از سرما را غافلگیر کند . ضمنا میتوان خوراک را در کیسه توری ریخت و کیسه را از یک شاخه آویزان کرد تا پرندگان از آن استفاده کنند . در زمستان پرندگان دسته دسته پیدا میشوند . آنهایی که سحر خیز هستند در اول بامداد و آنهایی که کمی تنبل تر هستند در ساعات بعد ظاهر میشوند . گنجشک از سحر خیزها است او هنگام طلوع خورشید آفتابی میشود ، این پرنده خود را به محلی که عمدتا دانه را در آنجا میریزند رسانده به خوردن صبحانه میپردازد . پس از آن نوبت قمری و کبوترها میرسد . وفتیکه به این پرندگان شهری غذا میدهید فراموش نکنید که در موقع یخبندان حتما آب برای آنها بگذارید زیرا در زمستان تشنگی بیش از گرسنگی پرندگان را میکشد .
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 19:54  توسط شیوا
|
شب سردی است و من افسرده.
راه دوری است,و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
می کنم,تنها,از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها.
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر,سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ بر آرم از دل:
وای,این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل
غم من,لیک,غمی غمناک است.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 16:53  توسط شیوا
|
|
ساقیا برخیز و درده جام راساغر می بر کفم نه تا ز برگر چه بدنامیست نزد عاقلانباده درده چند از این باد غروردود آه سینه نالان منمحرم راز دل شیدای خودبا دلارامی مرا خاطر خوش استننگرد دیگر به سرو اندر چمنصبر کن حافظ به سختی روز و شب |
|
خاک بر سر کن غم ایام رابرکشم این دلق ازرق فام راما نمیخواهیم ننگ و نام راخاک بر سر نفس نافرجام راسوخت این افسردگان خام راکس نمیبینم ز خاص و عام راکز دلم یک باره برد آرام راهر که دید آن سرو سیم اندام راعاقبت روزی بیابی کام را |
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 19:33  توسط شیوا
|
خداوندا مرا شاید امتحان کردی
که در دنیا رهایم بی همزبان کردی
اگر دردم دادی توانم ده
گرانبارم صبر گرانم ده
به خاکت افتادم امانم ده
چه خواهی از من ای غم
چه طرفی از هستی بردم
که میبندی راهم هر دم
خداوندا سوزی به جانم ده
دلی فارغ از این جهانم ده
به خاک افتادم من امانم ده
اسیر بند محبت گرفته خو به غمت
چنان که سینه سپردم به خنجر ستمت
نباد جای تو خالی میان خاطرهها
همیشه بر دل من باد سایهی قدمت
مرا به وصل و به هجران سر تمنا نیست
سر رضای توام تا کی کند کرمت
در آتش دلم ای چشمهی امید بجوش
که جان و دل نسپارم به چشمه سار غمت
به مهر و آشتیات خستهخاطرم چه کنم
ز فتنه های زیاد و به لطفهای کمت

+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 17:58  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 2:4  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 15:6  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 23:32  توسط شیوا
|
کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟
مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده میتونی ویندوزم رو عوض کنی؟
پزشک عمومی: میتونی برای چهارشنبه که بچهام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟
دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟
تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمیدونم چرا هی صدای اضافی میده، میتونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!
بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟
مدیر یه جایی: میشه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟
موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو میشه با یهN95 عوض کنی؟!
معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضیاش بازیگوشی میکنه میشه این پنجشنبهی قبل از امتحان ریاضیاش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!
نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه میخواد زن بگیره میشه کمک کنید معافی این بچهرو بگیریم؟!
کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟
نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!
معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونهاش اُپن، فکر میکنی چند روزه تموم میکنی؟
طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟
اقتصاددان: بالاخره این بنزین رو میخوان چیکار کنن؟ یه سوال دیگه: میدونی اصلاً درآمد نفتی ایران چقده؟
وکیل: من اگه بخوام حضانت بچهام رو بگیرم چیکار باید بکنم؟
روانشناس: من الان یه چند وقتیه بچهام شبا جاشو خیس میکنه، روزا هم بینبشفعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود، خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، میخوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی،سم هم تهیه کردم!!!!حالا چیکار میتونی برام بکنی؟
تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم، نظر تو چیه؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 1:19  توسط شیوا
|
. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید : اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !
. هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید : اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!
هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ، به طرز فجیعی از ته حلق بگویید : هوووووووووووووووووق !
هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ، به بهانه تماشای عمو پورنگ ، سریع کانال را عوض نمایید !
اگه شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن ، برای کادوی تولدتان یک عدد پژو ۲۰۶ آلبالویی خرید ، با دلخوری بگویید : اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم حتما برام یه ماکسیما می خرید !
از همسرتان معنای عشق را بپرسید و بعد از اینکه ۲ ساعت عشق را تفسیر کرد و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید : ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !
و هر وقت به دلیل عمل به توصیه های بالا ، شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطی شوهر در جامعه ، با چشمانی پر از اشک به او بگویید : منو ببخش عزیزم. و بعد از اینکه کاملا رنگ شد ، عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار نمایید !!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 1:5  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 0:54  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:46  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:42  توسط شیوا
|
عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقهای لطیف و یا جاذبهای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزههایی غیر قابل تصور ظهور کند.
عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را شامل شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 0:30  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 12:8  توسط شیوا
|
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:15  توسط شیوا
|